تبلیغات
(-_-) تکامل (-_-)

http://www.picamatic.com/show/2009/06/02/02/27/3861780_450x705.jpg
امروز داشتم وبگردی می کردم که به این جمله ی زیبا برخوردم:((در عجبم که انسان های بسیاری از عشق می نویسند اما تعداد کمی آن را تجربه کرده اند.))

نوشته ی زیبایی بود و مرا به فکر فرو برد. به راستی چرا اینگونه ایم؟
ما انسان ها فقط بلدیم اظهار نظر کنیم و کم تر به حرف هایمان جامع عمل می پوشانیم،و در برخی مواقع حتی از چیزی اطلاعی نداریم و فقط می خواهیم بگوییم ما هم هستیم! البته به نظر من این یک چیزه ذاتی است و به وجود انسان ربط دارد و نمی شود زیاد راجع آن بحث کرد.

از مبحث دور نشویم:
انگشت شمارند آنانی که واقعا عشق را تجربه کرده اند و در مقابل بسیارند کسانی که با فریب دختران بی گناه و فقط با گفتن جمله ی مقدس((عاشقت هستم)) از دختران به عنوان وسیله ای برای ارضای شهوت رانی های خود استفاده می کنند.
خود من یک پسرم،نمی گویم من از دیگران جدا هستم زیرا که من هم دارای غرایزی هستم اما تلاش کرده ام تا این نیازهای جسمی را کنترل کنم.اما هدف من از نوشتن این پست این است که به شما دختران بگویم عشق خالص عشقی نیست که با یک نگاه در کوچه و خیابان حاصل شود چرا که مطمئن باشید عشقی که این طوری حاصل شود می تواند دوباره با یک نگاه عاشق دیگری شود.عشق کلمه ی مقدسی است.کلمه ای که این روز ها ورد زبان هر بی سرو پایی شده.این روز ها عشق واقعی گران شده ارزش گفتن دوستت دارم مبنای پول پدر و مادر شخص مقابل شده و بهتر بگوییم اگر هم که پول نداشته باشد هیلک شخص بسنته می کند!
همه ی ما می دانیم که دید ناپاک چگونه است و شخص مقابل مارا برای چه می خواهد اما در عجبم که چرا اجازه ی این نوع نگاه ها را به خود می دهیم و پس از مدت زمانی به سوی طرف خاطی کشیده می شویم!((مخصوصا دختر خانم های جوان))

   این نوشته از لحاظ املایی و دستور زبانی دچار نواقصی هست،دلیل آن هم این است که اولین نوشته ی شخصی من در دنیای مجازی است.امیدوارم که من مثل بعضی وبلاگ نویسان قدیمی ، دچار اعتیاد اینترنتی نشوم و پای منقل اینترنت نسوزم!

در پایان خوشحال می شوم نظر شما را راجع به این نوشته بدانم!آیا شما با من هم عقیده نیستید؟

نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد 1388 توسط بهروز | نظرات ()


Blog Skin